ضرورت بازنگری در سیاستهای جمعیّتی ایران
ضرورت بازنگری در سیاستهای جمعیّتی ایران
دکتر حاتم حسینی
بدون ترديد، توافق در آرمانها و هدفها يكي از مقدّمات ضروري براي هر نوع سياستگذاري است. در مواردي چون افزايش استانداردهاي زندگي، گسترش عدالت اجتماعي و كاهش نابرابري طبقاتي، بهبود وضعيّت بهداشت عمومي و ... دستيابي به توافق چندان مشكل نيست. با اینحال، در حوزهي جمعيّت و مسايل مرتبط با آن این کار چندان آسان نیست، زيرا از ميان چند سناريو بايد يكي را برگزيد. اصولاً مسايل جمعیّتی را نبايد تنها در باروري بالا یا پایین خلاصه کرد. امور جمعیّتی كل و مجموعهي به هم پيوستهاي است كه در ارتباط متقابل با هم و در يك جريان تأثير و تأثّر با ساير امور اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه است. در واقع، سياست جمعیّتی تنها افزايش يا كاهش مواليد نيست، بلكه بایستی از حوزهي باروري و تنظيم خانواده فراتر رفته و تمامي رفتارهاي اجتماعي و انساني را كه بر متغيّرهاي جمعیّتی تأثير ميگذارند دربر بگيرد.
ایران از دههی 1330 به دلیل مهار تدریجی مرگومیر و دارابودن باروری طبیعی کنترلنشده، رشدهای جمعیّتی سالانهای بالاتر از 3 درصد را تجربه کرد. در سال 1341، مسایل جمعیّتی در کانون سوّمین برنامهی توسعهی ملّی (1346-1341) قرار گرفت و در سال 1343 موضوع استفاده از روشهای پیشگیری از حاملگی طیّ فتوائیهای از سوی شیخ بهاءالدّین محلّاتی مورد تأیید قرار گرفت (عبّاسی شوازی و همکاران 2009: 23). بالاخره، در سال 1346 دولت به اجرای رسمی برنامهی تنظیم خانواده پرداخت. اجرای این برنامهها تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 استمرار یافت و سپس تا اواخر سال 1367 در محاق افتاد. در نتیجهی این تحوّلات، اگرچه هیچ سیاست رسمی برای تشویق موالید اتّخاذ نشد، امّا دولت به طور غیرمستقیم و در چارچوب سیاستهای محرومیّتزدایی از مناطق محروم، برنامهیی اجرا کرد که نتیجهی آن افزایش حجم جمعیت ایران به حدود 50 میلیون نفر در سال 1365 و میزان رشد طبیعی سالانهی حدود 3/2 درصد در دورهی 1365-1355 بود. با پايانگرفتن جنگ تحميلي عراق علیه ایران در سال 1367، دولت خود را براي اجراي اوّلين برنامهي توسعهي ملّي پس از انقلاب آماده كرد. در کشور جنگزدهای چون ایران که رشد نامتناسب و بیرویهی جمعيّت چون مانعي جدّی بر سر راه برنامههای توسعهی دولت جلوه مينمود، ترمیم و توسعهی اقتصاد ایران ایجاب میکرد تا آن میزان رشد مهار شود و جمعیت کشور با آهنگ تعدیلشدهتری افزایش بیابد. این سیاست که در سال 1367 به تصویب رسید، از سال 1368 با هدف کاهش میزان رشد طبیعی جمعیت از 3/2 درصد به 2/3 درصد تا سال 1390 آغاز گردید (همان: 27). با اجراي برنامهي تنظيم خانواده، روند كاهش در ميزان مواليد كه در سال 1360 به بالاترين سطح خود يعني 8/49 در هزار رسيد از سال 1364 آغاز شد.
واقعیّتهای جمعیتشناختی امروز ایران حکایت از آن دارد که هدفهای برنامهی تنظیم خانواده زودتر از زمان پیشبینیشده محقّق شده است. میزان خام موالید در سال 1389 به 19 در هزار و نرخ رشد طبیعی سالانهی جمعیت به 1/3 درصد در سال رسید (ادارهی مدارک جمعیت[1] 2010). امروزه باروری پایینتر از سطح جایگزینی و یا بسیار نزدیک به سطح جایگزینی به ویژگی مسلّط در جامعهی ایران و مناطق مختلف آن تبدیل شده است (حسيني چاووشي و همكاران، 2007: 12). در واقع، عملکرد برنامهی تنظیم خانواده از هدف تعیینشده فراتر رفته است. این وضعیّت و تغییرات جمعیّتی دهههای اخیر سبب شده است تا نگرشهای مختلف به جمعیت ایران و افزایش و کاهش میزان رشد سالانهی آن، بُعد تازهای بیابد و به دلیل اهمیّتی که به ویژه برای آیندهی کشور دارد مورد توجّه محافل علمی و دانشگاهی قرار بگیرد (زنجانی 1389: 86).
با توجّه به فرصت طلایی اقتصادی پیشآمده برای جمعیت ایران از یک طرف و تجربهی گذار باروری و باروری پایینتر از سطح جایگزینی از سوی دیگر، همواره این سؤال مطرح میشود: آیا زمان بازنگری در سیاستهای جمعیّتی ایران فرا نرسیده است؟ اگر پاسخ مثبت است، در شرایط کنونی سیاست جمعیّتی مناسب برای ایران کدام است؟ اتّخاذ سیاستهای تشویقی با هدف افزایش موالید و رشد جمعیت کشور یا مدیریّت پنجرهی فرصت؟ بنابراین، در حال حاضر مهمترين مسأله اين است كه مشخّص شود مسألهی جمعیّتی ایران کدام است؟ باروری پایین و ترس از پیامدهای گریزناپذیر آن در آینده یا سیاستگذاری برای استفادهی بهینه از فرصت طلایی برآمده از تحوّلات جمعیّتی دهههای اخیر در ایران؟ پاسخ به این پرسشها نقطهی عزیمت ما را از نظر سیاستگذاریهای جمعیّتی مشخًص خواهد نمود.
اگرچه باروری پایین امروزه به یک واقعیّت مسلّم در جامعهی ایران تبدیل شده و تحقیقات مختلف (عبّاسی شوازی 1380، عبّاسی شوازی و حسینی 1386، حسینی و عبّاسی شوازی 1388) از همگرایی باروری گروههای قومی و فرهنگی در مناطق مختلف کشور حکایت دارد، امّا بررسیهای اخیر (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی 1381، حسینی چاووشی و همکاران 2006، 2007، عبّاسی شوازی و همکاران 2009) نشان داده است که با وجود موفقیّت برنامهی تنظیم خانواده در ایران و افزایش شیوع استفاده از وسایل پیشگیری از حاملگی به بیش از 70 درصد، الگوهای متفاوتی در زمینهی نحوهی استفاده از وسایل پیشگیری در کشور وجود دارد و نسبت قابل توجّهی از حاملگیها ناخواسته است. تحقیقات وزارت بهداشت در مقیاس کشوری نشان داد که در سال 1384 حدود یک سوّم (30/6 درصد) حاملگیها در کشور برنامهریزینشده [2]و 18/6 درصد به طور قطع ناخواستهی زن و شوهر بوده است (عبّاسی شوازی و حسینی چاووشی 1390: 18). عرفانی (2008: 1) بر این باور است که امروزه در ایران حدود 34 درصد حاملگیها برنامهريزي نشده است که از میان آنها 16 درصد ناخواسته و 18 درصد نا به هنگام است. هرچند نمیتوان به درستی آمار دقیقی از سقط جنین در کشور ارایه کرد، امّا بیتردید هر سال شمار زیادی از حاملگیهای ناخواسته به سقط جنین منجر میشود*. در بررسی دیگری (عرفانی 2009) برآوردها از افزایش میزان سقط جنین در تهران حکایت دارد. گسترش سقط جنین در ایران به عنوان یک کشور اسلامی گذشته از این که منطبق بر آموزههای دینی و شرع نیست، میتواند پیامدهای ناگواری برای سلامت مادران داشته باشد. در چنین شرایطی، گسترش خدمات تنظیم خانواده و بهبود کیفیّت خدماتی که در این زمینه ارایه میشود به میزان زیادی میتواند از وقوع حاملگیهای نابهنگام و ناخواسته و در نتیجه میزان سقط جنین بکاهد. بنابراین، با توجّه به افزایش جمعیت زنان واقع در سنین فرزندآوری، افزایش میزان استفاده از وسایل پیشگیری در میان همهی زنان در گسترهی سنّی تولید مثل، افزایش میزان استفاده از روشهای طولانیمدّت تنظیم خانواده مثل بستن لوله در زنان و مردان، افزایش میزان استفاده از روشهای سنّتی پیشگیری از حاملگی به ویژه در نقاط شهری کشور، کاهش شمار فرزندان ایدهآل خانوادهها و محدود شدن طول دورهی فرزندآوری به هشت سال از 25 تا 32 سالگی (عبّاسی شوازی و حسینی چاووشی 1390: 20، حسینی چاووشی 1388: 2)، نیاز قابل توجّهی به برنامههای تنظیم خانواده در جامعه احساس میشود. بنابراین، نگارنده ضمن تأکید بر تداوم اجرای برنامههای تنظیم خانواده و ارایهی خدماتی با کیفیّت بالاتر و بهتر، بازنگری در برنامههای تنظیم خانواده را یکی از اولویّتهای مهمّ سیاستگذاریهای جمعیّتی و بهداشتی در کشور میداند.
با توجّه به تغییرات صورت گرفته در ساختمان سنّی جمعیت ایران و فرصت طلایی اقتصادی برآمده از آن، اکنون وقت آن رسیده است تا در برنامهریزیها و سیاستگذاریهای جمعیّتی، در کنار تداوم و استمرار برنامهی تنظیم خانواده، کیفیّت جمعیت و مدیریّت پنجرهی فرصت در اولویّت برنامهها و سیاستهای جمعیّتی کشور قرار بگیرد. بنابراین، آنچه در شرایط کنونی بیش از هر چیز ضرورت دارد تدوین یک سیاست جامع جمعیّتی است که در آن مسأله تنها باروری نباشد. زنجانی (1389) این موضوع را مربوط به گذشته میداند و میگوید: "در شرایط کنونی اندیشیدن به سطح باروری و نوسان آن نه تنها در آیندهی نزدیک، حتّی در آیندهی دور نیز،مسألهی مهمّ جمعیّتی کشور نیست". آیندهی یک کشور در دست مردمان آن است. رشد اقتصادی و توسعه تنها در صورتی اتّفاق میافتد که از خاصیّت تولید و آفرینندگی افراد جمعیت استفاده شود. گذار جمعیتشناختی در ایران به تغییرات مهمّی در ساختار سنّی جمعیت منجر شده و موجد پدیدهای شده است که جمعیتشناسان از آن با عنوان پنجرهی فرصت یاد میکنند. موقعیّتی که چنانچه هدایت و مدیریّت شود، میتواند پاداش جمعیّتی قابلتوجّهی در بر داشته باشد. پاداش جمعیّتی ثابت نیست، زیرا پنجرهی فرصت به صورت منفعل و خود به خود عمل نمیکند (پوول 2007: 28) و الزاماً باید برای آن برنامهریزی کرد. از سوی دیگر، طول دورهای که این پنجره باز خواهند ماند محدود و کوتاه است. بنابراین، مدیریّت پنجرهی فرصت و سیاستهایی که در ارتباط با آن اتّخاذ میشود نقش مهمّی در تبدیل آن به پاداش جمعیّتی و حجم پاداشهای جمعیّتی حاصل از آن خواهد داشت. بر این اساس، مدیریّت پنجرهی فرصت مهمترین اولویّت سیاستگذاریهای جمعیّتی در شرایط کنونی ایران است. تجربهی کشورهای جنوب شرق آسیا گواه این واقعیّت است که مدیریّت پنچرهی فرصت، انفجار جمعیت را به پاداش جمعیّتی و عاملی جهت رشد و توسعهی اقتصادی تبدیل خواهد کرد.
در کنار فرصت طلایی پیشآمده برای اقتصاد ایران، نباید از پدیدهی جمعیّتی مهمّ دیگری که بر شرایط جمعیّتی کشور سایه افکنده و قادر است بخش مهمّی از تلاشهای دولت برای ارتقای سطح زندگی و رفاه مردم را تحت تأثیر قرار دهد غفلت کنیم. این پدیده همان نیروی محرّکهی نهفته در ساختمان سنّی جمعیت ایران یا گشتاور[3] نرخ رشد جمعیت است. با توجّه به ویژگیهای ساختار زناشویی ایران و عمومیّت و فراگیری ازدواج از یک طرف، و وجود حجم قابلتوجّهی از بازماندگان نسل انفجار موالید در بازار ازدواج ایران از سوی دیگر، انتظار میرود در سالهای آتی شاهد شکلگیری خانوادههای بیشتری در میان جوانان ایرانی باشیم. این افراد چنانچه باروری پایینتر از سطح جایگزینی 2 فرزند را در طول دورهی باروریشان تجربه کنند، باز هم حجم جمعیت ایران دستکم تا سه دههی دیگر افزایش خواهد یافت. در این شرایط، نباید نگران دوام و قوام باروری پایین و در نتیجه دستیابی به سطوح پایین رشد جمعیت و رشد منفی جمعیت در آینده، دستکم تا سه دههی دیگر، باشیم. سرایی (1387: 133) استمرار باروری پایین را مشروط به تکوین شرایط خاصّی در سطح باروری، خانواده و جامعه میداند. تغییرات در جامعهی ایران تا حدودی برونزا و متأثّر از تغییرات صورتگرفته در جنبههای مختلف زندگی در جوامع مرکز است (سرایی 1385). با توجّه به زمینههای متنوّع و گوناگون قومی و فرهنگی در جامعهی ایران، تأثیرپذیری از عوامل بیرونی ناهمزمان و ناهمسان بوده است. بنابراین، نمیتوان با قطعیّت از تداوم باروری پایین در ایران سخن گفت.
با در نظر گرفتن ظرفيّتهاي انسانی موجود در کشور، سیاستگذاریهای جمعیّتی در وهلهی اوّل باید معطوف به جمعیّتی باشد که هماکنون آماده است تا با مشارکت در بازار کار و فعّالیت اقتصادی، نقش مهمّی در روند رشد و توسعهی کشور ایفا کند. پاداش جمعیتشناختی امکان بالقوّهی خوب و مناسبی برای رشد و توسعهی اقتصادی در ایران است، امّا همانطور که گفته شد، به طور خودکار جمع نخواهد شد. سیاستگذاران برای بهرهمندی کامل از فرصت طلایی برآمده از گذار جمعیتشناختی و تغییرات ساختمان سنّی جمعیت ایران، بایستی به موارد زیر توجّه داشته باشند:
1) با در نظر گرفتن گشتاور مثبت رشد جمعیت ایران، کاهش شمار فرزندان ایدهآل خانوادهها، میزان بالای حاملگیهای ناخواسته و سقط جنین عمدی، بایستی همچنان برنامههای تنظیم خانواده را با هدف کاهش نیاز برآوردهنشدهی تنظیم خانواده و تأمین سلامت مادران و کودکان اجرا کرد. در این ارتباط آنچه مهم است این است که این سیاستها به صورت منطقهای و محلّی و متناسب با تغییرات باروری در مناطق مختلف کشور و با در نظر گرفتن زمینههای قومی و فرهنگی جمعیت ایران تدوین و به اجرا گذاشته شود.
2) مدیریّت پنجرهی فرصت از طریق سرمایهگذاری در سرمایههای انسانی و تلاش برای ایجاد مشاغل جدید و مولّد. نسبت فزایندهی افراد واقع در سنین کار و فعّالیت اقتصادی در صورت اشتغال مولّد آنها، تأثیر مثبتی بر اقتصاد ایران خواهد داشت. بنابراین، لازم است سرمایهگذاریهایی در زمینهی سرمایهی انسانی که محرّک قدرتمندی برای رشد و توسعهی اقتصادی کشور است صورت بگیرد. بیتردید، بهبود وضعیّت بهداشت و سلامت نیروهای انسانی کلید موفقیّت اقتصادی است. بررسیها نشان میدهد که اختلاف در وضعیّت بهداشت و شاخص امید زندگی کشورها باعث ایجاد اختلاف در وضعیّت رشد اقتصادی آنها خواهد شد (بلوم[4] و همکاران 2001: 21).
3) نباید از پیامدهای مرحلهی پایانی گذار جمعیتشناختی غافل ماند. جمعیت ایران در سالهای منتهی به دههی سوّم قرن پانزده خورشیدی دارای جمعیّتی با یک ساختار سنّی سالخورده خواهد بود (حسینی 2010). بنابراین، توجّه به پدیدهی سالمندی جمعیت در ایران و عوارض و مسایل ناشی از آن مهم و حیاتی است. گذار جمعیتشناختی تأثیرات قابلتوجّهی بر پساندازها و حقوق بازنشستگی دارد. به موازات کاهش شمار فرزندان و انتظار مردم برای زندگی طولانیتر، احتمال پسانداز آنها به ویژه در شرایطی که به مؤسّسات مالی اعتماد بیشتری داشته باشند، بیشتر است. با اینحال، افزایش طول عمر افراد جمعیت یک دورهی طولانیتر بازنشستگی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، الزاماتی برای نظام بازنشستگی و اقتصاد دارد. بر این اساس، سیاستگذاران بایستی خود را برای چنین وضعیّت و موقعیّتی آماده کنند و نباید منتظر بمانند تا این مسأله حالت بحرانی به خود بگیرد.
نتیجهگیری
تغییرات باروری و مرگومیر و در نتیجهی تجربهی گذار جمعیتشناختی در ایران به گونهای بوده است که هماکنون کشور در آستانهی ورود به دورهی سوّم گذار جمعیتشناختی قرار گرفته است. گذار جمعیتشناختی و چالشهای برساخته از آن بر همهی ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعهی ایران تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت. تغییرات در ساختار خانواده، موقعیّت زنان و کودکان و چگونگی کار و فعّالیت افراد تأثیر تعیینکننده و بدون واسطهای بر زندگی افراد جامعه خواهد گذاشت. این تغییرات شرایط بسیار مساعدی برای رشد و توسعهی اقتصادی به طور بالقوّه فراهم کرده است. کاهش بیسابقهی باروری و ثبات نسبی سطح مرگومیر باعث گذار در ساختار سنّی جمعیت ایران شده است. نسبت کمسالان در جمعیت تقلیل پیدا کرده و در مقابل به خاطر پایین بودن نسبی سهم کهنسالان، سهم جمعیت واقع در سنین کار و فعّالیت اقتصادی در مقیاس بیسابقهای افزایش یافته و موجد پدیدهای در اقتصاد جمعیت ایران شده که از آن با عنوان پنجرهی فرصت یاد میکنند. چنانچه این پدیده به درستی مدیریّت و هدایت شود پاداشهای جمعیّتی بسیاری در زمینهی رشد و توسعهی اقتصادی خواهد داشت.
نتایج این بررسی حاکی از آن است که پنجرهی فرصت از سال 1384 به روی جمعیت ایران گشوده شده است. بر اساس پیشبینیهای سناریوی حدّ وسط بخش جمعیت سازمان ملل متّحد، این پنجرهها به مدّت تقریباً چهار دهه باز خواهند ماند و در نیمهی قرن 21 بسته خواهند شد. از آن زمان به بعد و با افزایش سهم نسبی جمعیت 65 ساله و بالاتر، جمعیت ایران به سمت سالخوردگی حرکت خواهد کرد. با توجّه به زمانبندی پنجرهی فرصت و محدودیّت زمانی در استفاده و بهرهگیری از این فرصت طلایی اقتصادی، تردیدی نیست که اگر پنجرهی جمعیّتی ایران را به درستی مطالعه نکنیم و سیاستهای متناسب و مقتضی برای بهرهگیری از این امکان بالقوّهی اقتصادی اتّخاذ و به اجرا نگذاریم، قادر نخواهیم بود از این سرمایهی انسانی در جهت رشد و توسعهی اقتصادی کشور استفاده کنیم. از آنجا که پنجرهی فرصت خود به خود عمل نمیکند، هرگونه استفادهی بهینه از این امکان و فرصت بالقوّهی اقتصادی مستلزم مدیریّت پنجرهی فرصت و تبدیل آن به پاداش جامع جمعیّتی است. در واقع، سیاستگذاران جمعیّتی ناگزیر از توجّه به روابط متقابل موجود بین ساختارهای جمعیّتی کشور و فرصتهای بالقوّهی رشد و توسعهی اقتصادی هستند.
بنابراین، در پاسخ به این پرسش که چه سیاستی برای جمعیت ایران در شرایط کنونی مناسب است باید گفت آنچه بایستی در اولویّت سیاستهای جمعیّتی دولت قرار بگیرد مدیریّت پنجرهی فرصت و تداوم برنامههای تنظیم خانواده برای جلوگیری از تولّدهای ناخواسته و سقط جنینهای عمدی و در نهایت تأمین سلامت مادران و کودکان است. با توجّه به گشتاور مثبت رشد جمعیت ایران، بدون شک سطوح پایین باروری و تجربهی باروری پایینتر از سطح جایگزینی، هرچند در درازمدّت، پیامدهای بسیاری در زمینههایی چون سالخوردگی جمعیت خواهد داشت، امّا نگرانی از رشد صفر و منفی جمعیت دستکم تا چند دههی دیگر بیمورد خواهد بود. گذشته از اینها، چنانچه جمعیت کشور را بر حسب نیازها و تواناییهایشان و نیز نقش آنها در روند رشد و توسعه اولویّتبندی کنیم، اولویّت با کسانی خواهد بود که هماکنون در بازار کار و فعّالیت اقتصادیاند و آمادهاند تا دستکم سه دهه را در بازار کار ایران به کار و فعّالیت و تولید اقتصادی بپردازند. باید نیازهای این گروه را شناخت و گامهایی اساسی و جدّی برای تأمین آنها برداشت. بنابراین، اگر سیاستهای مناسبی در راستای تأمین نیازهای این گروه از افراد جمعیت (جمعیت واقع در سنین کار و فعّالیت اقتصادی) در زمینههایی چون اشتغال و مسکن اتّخاذ شود، با توجّه به فراگیری و عمومیّت ازدواج در ایران، خانوادههای بسیاری تشکیل خواهند شد که چنانچه باروری 2 فرزند را برای هر مادر در طول دورهی تولیدمثل تجربه کنند باز هم جمعیت حجم ایران افزایش خواهد یافت.
منابع
حسینی چاووشی، میمنت (1388)
"ضرورت بازنگری در برنامههای تنظیم خانواده: آیا خطر کاهش جمعیت کشور را تهدید میکند؟" هفتهنامهی سپید، شمارهی 153.
زنجانی، حبیبالله (1389)"جمعیت و چون و چراهای آن"، ماهنامهی اقتصاد ایران، سال سیزدهم، شمارهی 143، ص 86.
سرایی، حسن (1378)"گذار جمعیّتی دوّم با نیمنگاهی به ایران"، نامهی انجمن جمعیتشناسی ایران، سال سوّم، شمارهی 6، صص140-118.
سرایی، حسن (1385) "تداوم و تغییر خانواده در جریان گذار جمعیّتی ایران"، نامهی انجمن جمعیتشناسی ایران، سال یکم، شمارهی 2، صص 60-37.
عبّاسي شوازي، محمّدجلال (1380)"همگرایی رفتارهاي باروري در ايران، ميزان، روند و الگوي سنّي باروري در استانهاي كشور در سالهاي 1351 و 1375"، نامهي علوم اجتماعي، شمارهي 18، صص 231-201.
عبّاسي شوازي، محمّدجلال و حاتم حسيني (1386)"تفاوتهاي قومي باروري در ايران: روندها و عوامل مؤثّر بر آن"، مجلّهي جامعهشناسي ايران، دورهي هشتم، شمارهي 4، زمستان 1386، صص 36-3.
عبّاسی شوازی، محمّدجلال و میمنت حسینی چاووشی (1390)"تحوّلات باروری، تنظیم خانواده و سیاستهای جمعیّتی در ایران"،فصلنامهی معرفت در دانشگاه اسلامی، سال پانزدهم، شمارهی 3 (پیاپی 48)، تابستان 1390، صص 25-9.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (1381) سیمای سلامت در جمهوری اسلامی ایران: گزارش تحقیق بررسی ویژگیهای جمعیّتی و بهداشتی در ایران 1379، تهران.
Abbasi-Shavazi, M., McDonald, P., and Hosseini - Chavoshi, M (2009) The Fertility Transition in Iran: Revolution and Reproduction, Springer, London.
Bloom, David E., David Canning, A.K. Nandakumar, Jaypee Sevilla, Kinga Huzarski, David Levy, Manjiri Bhawalkar (2001) Demographic Transition and Economic Opportunity: The Case of Jordan, Bethesda, MD: The Partners for Health Reformplus Project, Abt Associates Inc.
Erfani, A (2008) "Abortion in Iran: What Do We Know?", Discussion Paper No, 08-01, On the web in PDF format: http://sociology.uwo.ca/popstudies/dp/dp08-01.pdf.
Erfani, A (2009) Tehran Survey of Fertility: A Study on the Reproductive Behavior of Married Women in Tehran, Trends, Correlates and Policy Challenges, The Population Studies and Research Center in Asia and Pacific (PSRC), Tehran.
Hosseini, H (2010) "Comparative Study of Fertility Transition and Population Ageing In Four Selected Countries In The MENA Region", Paper Presented at the AsianPopulation Conference, New Delhi, 16-20 November 2010.
Hosseini-Chavoshi, M., P. McDonald, and M.J. Abbasi-Shavazi (2006) "The Iranian Fertility Decline, -1981 1999: An Application of the Synthetic Parity Progression Ratio Method", Population, 6-5(61), pp. 718-701.
Hosseini-Chavoshi, M, P McDonald and M.J Abbasi-Shavazi (2007) "Fertility and Contraceptive Use Dynamics in Iran and its Low Fertility Regions", Australian Demographic and Social Research Institute (ADSRI), College of Arts and Social Sciences, Working Paper No.1, Australian National University, Canberra.
Pool, I (2007) "Demographic Dividend: Determinants of Development or Merely Windows of Opportunity?"Ageing Horizons, Issue No 7, PP. 28-35.
Population Reference Bureaus (2010) The 2010 World population data sheet, demographic data and the Estimates for the Countries and Regions on the World, New York.
[1]. Population Reference Bureau (PRB)
[2]. Unintended Pregnancy
* بر اساس برآوردهای عرفانی (2008) حدود 20 درصد از حاملگیهای ناخواسته به سقط جنين منجر ميشود. بر اساس برآوردهای حسینی چاووشی و هال (2010) در ایران سالانه 120000 مورد سقط جنین صورت میگیرد (به نقل از عبّاسی شوازی و حسینی چاووشی 1390).
[3]. Momentum
[4]. Bloom
بسم الله الرحمن الرحیم