تحولات جمعيتي، چالشهاي پيشرو و لزوم تجديدنظر در سياستهاي جمعيتي ايران
تحولات جمعيتي، چالشهاي پيشرو و لزوم تجديدنظر در سياستهاي جمعيتي ايران
دکتر محمد جواد محمودی[1]
مقدمه
فرايندهاي متعددي در علوم مختلف مانند: اقتصاد، زيستشناسي، بهداشت و درمان، جغرافيا، محيط زيست، آموزش و ... با مقوله جمعيت مرتبط هستند عطف به ديدگاه ارائه شده در مورد تحولات جمعيتي كشور توسط مقامات اجرائي و مسئولان و متخصصان، اين گزارش مروري است بر روند تحولات جمعيتي در كشور و نتايج سياست جمعيتي جاري با عنايت به تجارب ساير كشورها.
ايران در حال حاضر از باروري طبيعي[2] به يك باروري ارادي[3] رسيده است. فرض كنيم سياست جمعيتي كشور بيست و اندي سال پيش با ديد كارشناسي تهيه شده است، بديهي است كه پس از گذشت اين مدت، بررسي سياستها، ارزيابي نتايج و امكان تجديد نظر احتمالي تقويت شده باشد.
همانگونه كه مي دانيم، اولين و مهمترين وظيفه هر مسئول ارشد جامعه صيانت و اعتلاء جامعه است و حفاظت جامعه منوط به بقاي نسل است. حال اگر به منابع داخلي و بينالمللي مراجعه شود به اطلاعاتي بر ميخوريم كه زمينهساز نگراني است. يك شاخص شناخته شده زاد و ولد، نرخ باروري كلي ((T.F.R است.
در بيان سادهتر منظور از نرخ باروري كل تعيين تعداد فرزنداني است كه جانشين والدين شوند، اگر اين شاخص در حد 1/2 بچه يا كمتر باشد به معني كاهش تدريجي جمعيت و نهايتاً انقراض نسلي است با مراجعه به ارقام مركز آمار ايران و سازمان ملل در سال 1385 اين رقم براي كل كشور 8/1 فرزند است. يعني 18 فرزند با 20 نفر والدين جايگزين ميشود كه 2 نفر كمتر از حد جانشيني است. اين رقم در حال حاضر(1389) به حدود 6/1 فرزند براي هر مادر رسيده است. در صورت اثبات صحت رقم ياد شده عليرغم نظر منتقدان، موضوع انقراض تدريجي نسل مطرح و با ملحوظ داشتن عامل مهاجرت تقويت ميشود. ترديدي نيست كه بايد براي اصلاح آن به روش مقتضي اقدام شود. يادآور ميشود كه اين شرايط مختص ايران نيست و ميدانيم كه هم اكنون تعدادي از كشورهاي پيشرفته كه نرخ باروري كلي آنها كمتر از 2 است با ارائه مشوقهايي تلاش دارند تا والدين را به داشتن فرزند بيشتر ترغيب كنند و كسي هم اقدامات آنها را منفي ارزيابي نميكند. حال شما از جمعيتشناسان داخلي و بينالمللي سئوال كنيد آيا باروري كلي 6/1، نگران كننده است يا نه؟ اگر همگي تائيد كردند پس ضرورت بررسي موضوع و اصلاح سياستها جاي ترديد نخواهد داشت. فراموش نكنيم نظر كارشناسي وحي منزل نيست كه تغيير و تبديل و اصلاحپذير نباشد. اگر بررسي مجدد موضوع با توجه به جنبههايي نظير: پياده شدن صحيح سياست جمعيتي، جامع بودن يا نبودن سياستها، تكروي در اعمال سياست و نكات ديگر در دستور كار قرار گيرد ميتوان انتظار دستيابي به نتايج مشخصتر و هدايت آنها براي بهينه شدن سياستها را داشت.
در آن صورت ميتوان در راستاي بهينه كردن جمعيت و تدوين سياست جامع جمعيتي اقدام كرد. اضافه مينمايد كه اتخاذ سياست جمعيتي لزوماً مترادف با تحديد مواليد نيست. بلكه جنبههاي ديگر جمعيت از جمله آموزش، اشتغال مولد، مهاجرت و .... هر كدام از اهميت خاصي برخوردارند.
1- واقعيتهاي سياستهاي جهاني تنظيمخانواده از آغاز تاكنون (ازسلطهطلبي تا نوعدوستي)
آگاهي از مسائل ناشي از افزايش جمعيت در حال و آينده و اجراي برنامههاي تنظيم خانواده قبل از آنكه در كشورهاي در حال توسعه مطرح شود، حول دو مسئله تكامل يافت كه يكي جنبه ژئوپولتيك، و ديگري جنبه انساندوستانه و رفاه انسانها را داشت. در خصوص جنبه اول بايد خاطر نشان ساخت كه، از دهه چهل ميلادي به بعد خطر افزايش جمعيت در دو منطقه استراتژيك جهان يعني آمريكاي لاتين و آسيا توسط طرفهاي پيروز جنگ دوم احساس ميشد. افزايش جمعيت در اين دو منطقه، عاملي بود كه ثبات سياسي يا به اصطلاح خود آنها صلح جهاني را در معرض تهديد قرار ميداد. ترس و نگراني از چنين پديدهاي در كتاب ويليام وگت تحت عنوان جاده بقاء ( (Road to Survival، آشكارا ديده ميشود.
مسئله ديگر، جنبه انساني داشت و هدف آن تأمين رفاه جمعيت از طريق برنامههاي تنظيم خانواده بود كه به عنوان يك حق انساني، ارزش جهاني يافت. اين جنبه توسط محققان آمريكايي، كه به مسائل بينالمللي علاقه نشان ميدادند، مورد توجه قرار گرفت و اعلام كردند كه افزايش جمعيت در كشورهاي درحال توسعه، نه تنها موقعيت سياسي برتر آمريكا را به خطر مياندازد، بلكه مانع اصلي در راه توسعه جهاني است.
لازم به ذكر است در آمريكا حمايت از طرحهاي جهاني به شكلي است كه اگر اصل و اساس يك سياست خارجي جنبه انساني و نوع دوستانه داشته باشد، اگر توجيه اقتصادي و سياسي نداشته باشد، هرگز مورد توجه و حمايت دولت و كنگره آمريكا قرار نخواهد گرفت (شستلند و شنه، 2000). در واقع امريكائيها به فروش وسايل پيشگيري كه رقم آن از حد 2 ميليارد دلار تجاوز ميكند راغبترند تا از رفاه جوامع و لحاظ كردن جنبه انساني.
اگر نگاه خوش بينانهتري به خود بگيريم، نبايد منكر آثار مثبت برنامه تنظيم خانواده در پيشگيري از رشد بيرويه جمعيت جوامع در حال توسعه باشيم، زيرا اينگونه برنامهها در تسريع روند توسعه اقتصادي، اجتماعي و بهداشتي كشورها نتايج ارزشمندي داشته است. . در هر حال واقعيتهاي تاريخي نشان ميدهند كه اساس و بنياد شكلگيري برنامههاي تنظيم خانواده كه همواره مورد توجه و حمايت سازمان ملل و قدرت هاي بزرگ جهان از جمله آمريكا بوده است، از نوعي سلطه طلبي و برتريطلبي قدرتهاي بزرگ جهاني آغاز، و با گذشت زمان رنگ و لعاب كمكهاي بشردوستانه و رفاهي و توسعهاي به خود گرفته است.
در سمت دهي نامرئي تحولات جمعيتي جوامع در حال توسعه بويژه ايران، در جهت تأمين منافع قدرتهاي بزرگ جهان همين بس كه اخيراً برژينسكي سياستمدار كهنهكار و مشاور امنيت ملي سابق آمريكا اظهار داشته است كه« از فكر كردن به حمله پيشدستانه عليه تأسيسات هستهاي ايران اجتناب كنيد و گفت و گوها با تهران را حفظ كنيد، بالاتر از همه، بازي طولاني مدتي را انجام دهيد، چون زمان، آمارهاي جمعيتي و تغيير نسل در ايران به نفع رژيم كنوني نيست»(خبرگزاري فارس، 15/12/1388، خبر شماره 881250226).
2- زمينههاي تاريخي تحولات جمعيتي در ايران
اگر نگاهی به زمینههای تاریخی تحولات جمعیت ایران داشته باشیم، متوجه میشویم که نرخ شدید رشد جمعیت کشور که در سالهای نخست پس از انقلاب اسلامي (1357) شروع شده بود، در سالهای اخیر تا حد زیادی کاهش یافته است. براساس نتايج سرشماري سال 1385 مركز آمار ايران، جمعيت ايران برابر 5/70 ميليون نفر بوده، كه 9/35 ميليون نفر آن را مردان و 6/34 ميليون نفر را زنان تشكيل ميدهند که در مقايسه با جمعيت 60 ميليون نفري سال 1375 مبين خالص افزايشي در حدود 8/14 درصد يا 4/10 ميليون نفر در اين فاصله زماني است. درصد رشد سالانه جمعيت كشور طي سالهاي 1385-1375 در كل كشور و بهتفكيك نقاط شهري و روستايي بهترتيب برابر61/1، 74/2 و 4/0- درصد بوده كه مقايسه آن با رشدهاي متناظر 9/3، 5/5 و 3/2 درصد در دهة 1365– 1355 و 96/1، 2/3 و 3/0 درصد در دهه 75 – 1365 حاكي از تحولي اساسي و افت اساسي ميزانهاي رشد جمعيت است.
روند رشد جمعیت ایران از گذشته تا به حال نشان میدهد که متوسط میزان رشد سالانۀ جمعیت در دهۀ 1345- 1335 برابر با 1/3 درصد در سال بوده است، لیکن در دهۀ پس از آن در فاصلۀ سالهای 1355-1345 با کاهش روبرو بوده و به 71/2 درصد در سال رسیده است. جمعیت کشور در دهۀ 1365- 1355 از رشد بالائی برخوردار بوده و به 9/3 درصد در سال افزایش یافته است. در دهه دوم انقلاب، سياست تعديل جمعيت با کاهش نرخ موالید و کنترل آن حاصل گردید، در این دهه، نرخ رشد جمعیت از 9/3 درصد دهه قبل به 96/1 درصد در دهه 1375- 1365 کاهش يافته و در دهه 1385- 1375 به نرخ رشد 61/1 درصد رسیده است.
بررسي آمار و ارقام سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن و آمارگيريهاي جاري جمعيت نشان ميدهد كه ايران در دهة 1365ـ1355 با افزايش شديد باروري روبرو بوده است. بهگونهاي كه در اثر افزايش تعداد مواليد، رشد طبيعي سالانه جمعيت كشور از 7/2 درصد در دهة 1355ـ 1345 به 4/3 درصد در دهة 1365ـ1355 رسيده است.
در جدول1روند تحولات درصد رشد سالانه جمعيت کشور طي سالهاي 1385-1335 به تفکيک مناطق شهري و روستايي ارائه شده است. همچنان که ملاحظه ميشود طي 50 سال گذشته نرخ رشد جمعيت در مناطق روستايي به استثناء سالهاي 1365-1355 همواره کاهنده بوده است، حتي از دهه 1375به بعد درصد رشد سالانه جمعيت در مناطق روستايي منفي شده است. روند تغييرات رشد جمعيت در مناطق روستائی کشور نشان میدهد که طی چند دهه گذشته همواره پتانسيل مناطق روستائی کشور برای حفظ جمعيت رو به کاهش بوده است.
جدول 1- تحولات درصد رشد سالانه جمعیت ايران بهتفكيك مناطق شهري و روستايي طی سالهای 85- 1335
دوره سرشماری
مناطق شهري
مناطق روستائي
كل
45- 1335
02/5
13/2
13/3
55- 1345
93/4
11/1
71/2
65- 1355
41/5
39/2
91/3
75- 1365
95/2
28/0
96/1
85- 1375
74/2
44/0-
61/1
مأخذ: مركز آمار ايران، نتايج سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن در سالهاي 85-1335.
جدول2- ميزان باروري كل ، مرگ و مير عمومي و اميد زندگي از سال 1355 تا 1385
اميد زندگي
ميزان مرگ و مير عمومي
ميزان باروري كل
سال
54
11.5
6.08
1355
59
8
6.3
1365
67
7
2.52
1375
71
6.5
1.8
1385
جدول شماره (2) تحولات ميزانهاي باروري، مرگ و مير عمومي و اميد زندگي را در سالهاي 1385-1355 نشان مي دهد، همانگونه كه ملاحظه مي شود ميزان باروري كل[4] براي هر زن در كل كشور در سال 1355برابر با 08/6 فرزند بوده است، كه در سال 1385 به 8/1بچه كاهش يافته است. ميزان مرگ و مير عمومي نيز در سال 1355 برابر 5/11 فوت در هر هزار نفر جمعيت بوده كه به 5/6 فوت كاهش يافته است. اميد زندگي با 17 سال افزايش به 71 سال در سال 1385 رسيده است.
جدول3- ميزان باروري كل گروههاي قومي و كل كشور1379-1351
سال
ترك
ترك و كرد
كرد
فارس
بلوچ و غير بلوچ
كل كشور
1351
6.5
6.2
6.6
4.9
5.5
5.9
1355
6.7
6.5
7.1
4.8
7.8
6.1
1365
6
6
7
5.2
8.4
6.3
1375
2.3
2.8
2.9
2.1
4.3
2.6
1379
2.7
2.7
1.9
2.2
4.2
2.2
مأخذ: عباسي شوازي و مك دونالد(2005)
جدول شماره (3) تحولات ميزان باروري كل گروههاي قومي را از سال 1351 تا 1379 نشان ميدهد. سطح باروري همه گروهاي قومي كاهش نشان مي دهد، اما در سال 1379 سطح باروري گروه قومي بلوچ با ميزان 2/4 براي هر مادر همچنان در سطح بالايي قرار داشته است.
جدول 4- توزيع جمعيت بر حسب دين در سال هاي 1375 و 1385
سال
مسلمان
مسيحي
كليمي
زرتشتي
اظهار نشده
جمع
1375
99.5
0.13
0.02
0.05
0.15
60055488
1385
99.4
0.16
0.02
0.03
0.3
70495782
در جدول شماره (4) تركيب جمعيتي كشور بر حسب مذهب گزارش شده است، در حدود 4/99 درصد كل جمعيت كشور مسلمان است. حدود 6 دهم درصد گروه هاي مذهبي ديگر را تشكيل مي دهد. آنچه كه در دهه 1385- 1375 قابل توجه است كاهش 1/0 درصدي جمعيت مسلمانان است.
جدول5- روند تغييرات تعداد و درصد جمعيت شهري و روستايي از سال 1335 تا 1385
سال
کل کشور
نقاط شهري
نقاط روستايي
جمعيت غير ساكن
تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد
1335
18954704
5953563
31.4
13001141
68.6
243797
1.29
1345
25788722
9794246
38
15994476
62
709799
2.75
1355
33708744
15854680
47
17854046
53
347812
1.03
1365
49445010
26844561
54.3
22349351
45.2
251098
0.51
1375
60055488
36817789
61.3
23026293
38.3
211406
0.35
1385
70495782
48259964
68.4
22131101
31.4
104717
0.15
در جدول شماره (5) تغييرات ميزانهاي شهرنشيني و روستانشيني و جمعيت غيرساكن از سال 1335 تا 1385 گزارش شده است. همچنانكه ملاحظه مي شود، ميزان شهرنشيني در سال 1335 معادل 4/31 درصد بوده، كه در سال 1385به 4/68 درصد رسيده است. در مقابل ميزان روستانشيني در سال1335 معادل 6/68 درصد بوده است، اما در سال 1385 به 4/31 درصد رسيده است. به اين معكوس شدن نسبت شهرنشيني و روستانشيني گذار شهرنشيني گفته مي شود، كه همچنانكه ملاحظه مي شود اين تغييرات از سال 1335 در ايران شروع شده و همچنان تا دو دهه آينده ادامه خواهد داشت.
3- نتايج پيش بيني جمعيت كشور توسط سازمان ملل
پيشبينيهاي جمعيتي سازمان ملل نشان ميدهند كه توازن منطقهاي جمعيت جهان، در هر زمان تغيير مييابد (نيل و بالك، 2001). بخش جمعيت سازمان ملل هر چهار سال يك بار بر اساس نتايج سرشماريهاي ملي كشورها، و مفروضات سطوح مختلف باروري و مرگ ومير به پيش بيني تحولات جمعيتي كشورها در افق هاي زماني 50 ساله و در سه سناريوي مختلف(حد پايين، حد متوسط و حد بالاي رشد جمعيتي) ميپردازد. جدول 13 مقايسه نتايج پيشبيني جمعيت ايران را طي دورههاي پنج ساله و بر اساس سه دفتر جمعيت سازمان ملل بين سالهاي 1385تا1430نشان ميدهد. بر اساس سناريوي حد پايين كه منطبق با روند فعلي كاهش نرخ باروري كل در كشور مي باشد، جمعيت ايران از تعداد 73364 ميليون نفر در سال 1390 به 85 ميليون نفر در سال 1430 افزايش خواهد يافت، و در 10 سال پايان دوره رشد منفي جمعيتي را تجربه خواهد كرد. بر اساس سناريوي حد متوسط جمعيت ايران از تعداد 75537 ميليون نفر در سال 1390 به 105 ميليون نفر در سال 1430 افزايش خواهد يافت. و در 5 سال پايان دوره رشد جمعيت نزديك به صفر را تجربه خواهد كرد. نهايتاً اينكه بر اساس سناريوي حد بالاي سازمان ملل جمعيت ايران از تعداد 77304 ميليون نفر در سال 1390 به حدود 128ميليون نفر در سال 1430 افزايش خواهد يافت. در پايان دوره رشد 89/0 درصد جمعيتي را تجربه خواهد كرد.
همانطور كه گفته شد شواهد جمعيتي بدست آمده از سرشماري سال 1385 نشان ميدهد كه تحولات جمعيتي ايران منطبق بر سناريوي حد پايين سازمان ملل است. اما اگر روند كاهشي سطح باروري كل متوقف و حالت افزايشي به خود بگيرد، احتمالاً با گذشت زمان روند تحولات رشد جمعيت ايران منطبق با الگوي حد متوسط سازمان ملل خواهد شد. همچنانکه سناريوي حد متوسط نشان مي دهد میزان باروری کل براي سال 1385 حدود 33/2 بچه برای هر مادر برآورد شده است، كه در پايان دوره به 85/1 بچه برای هر مادر خواهد رسید. كه باز هم زير حد جانشيني ميباشد(جدول13).
4- نتايج پيش بيني جمعيت كشور توسط مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي در سناريوهاي مختلف
در جدول شماره 14 نتايج پيشبيني جمعيت كشور در صورت ادامه روند فعلي( نرخهاي سال 1385) گزارش شده است. همچنان كه ملاحظه ميشود طبق اين سناريو ميزان باروري كل در طول دوره پيش بيني زير سطح جانشيني است كه از سال 1420 به بعد منجر به بروز رشد منفي جمعيتي خواهد شد.
جدول 14- نتایج پیش بینی شاخصهای جمعیتي ایران براساس سناریوی حدپايين بین سال های 1385 تا 1425
سال
پیش بینی
تعداد جمعيت
میزان رشد
جمعیت
زمان لازم براي دو برابر شدن جمعيت
میزان خام
موالید
میزان خام
مرگ ومیر
میزان
باروری کل
میزان تجدید
نسل
ناخالص[5]
میزان تجدید نسل خالص
میزان
امید
زندگی
1385
70.50
1.21
57.8
18.6
6.5
1.8
0.88
0.84
70.4
1390
74.60
1.04
67.1
16.6
6.2
1.55
0.76
0.73
71.7
1395
78.04
0.78
88.8
13.9
6.1
1.44
0.70
0.68
72.8
1400
80.46
0.49
141
11.2
6.2
1.36
0.66
0.65
73.9
1405
81.86
0.26
266
9.3
6.7
1.30
0.63
0.62
74.9
1410
82.65
0.15
465
8.9
7.5
1.30
0.63
0.62
75.9
1415
82.99
0.03
-
8.7
8.4
1.30
0.63
0.62
76.8
1420
82.71
0.14-
-
8.2
9.6
1.30
0.63
0.62
77.8
1425
81.58
0.37-
-
7.4
11
1.30
0.63
0.62
78.5
پيش بيني جمعيت فوق مبتني بر مفروضات : 1- تحولات اميد زندگي بر اساس الگوي پيش بيني سازمان ملل در سناريوي حد پايين و با استفاده از مدل غرب كول و دمني بوده است، 2- ميزان باروري كل بر اساس 55/1 فرزند براي هر مادر در سال 1390 برآورد شده و تغييرات آن مبتني بر سناريوي حد پايين سازمان ملل تا سال 1425 مي باشد.
در سناريوي ديگري، مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي با استفاده از آمارهاي سرشماري سال 1385 به عنوان سال پايه، نسبت به پيش بيني جمعيت كشور اقدام كرد. اين پيش بيني جمعيتي بر اساس فرض افزايش سطح فعلي باروري از 55/1 فرزند براي هر مادر در سال1390 و روند افزايش مناسب سطح باروري كل كشور طي 40 سال آينده تا 5/2 فرزند براي هر مادر ميباشد. اين الگو تحت عنوان سناريوي رشد آهسته باروري كل معرفي شده است(جدول 15).
جدول 15- نتایج پیش بینی شاخص های جمعیتي ایران براساس سناریوی افزايش آهسته باروري كل (از 8/1 فرزند به حدود 5/2 فرزند) بین سال های 1385 تا 1425
سال
پیش بینی
تعداد جمعيت
میزان رشد
جمعیت
زمان لازم براي دو برابر شدن جمعيت
میزان خام
موالید
میزان خام
مرگ ومیر
میزان
باروری کل
میزان تجدید
نسل
ناخالص
میزان تجدید نسل خالص
میزان
امید
زندگی
1385
70.50
1.21
57.8
18.6
6.5
1.8
0.88
0.84
70.4
1390
74.60
1.04
67.1
16.6
6.2
1.55
0.76
0.73
71.7
1395
78.60
1.01
68.9
16.2
6.1
1.68
0.82
0.80
72.8
1400
82.30
0.84
82.5
14.6
6.2
1.82
0.89
0.87
73.9
1405
85.43
0.69
100.8
13.4
6.5
1.95
0.95
0.93
74.9
1410
88.31
0.65
107.2
13.5
7.1
2.09
1.02
1
75.9
1415
91.21
0.64
107.9
14.2
7.8
2.22
1.08
1.07
76.8
1420
94.16
0.62
111.3
14.7
8.5
2.36
1.15
1.14
77.8
1425
96.96
0.55
125.3
14.9
9.4
2.49
1.22
1.21
78.5
چون مسئله رشد جمعيت يك مسئله ساختاري است، به تدريج و همراه با تغييرات در ساختار اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي جامعه امكان تغيير سطح باروري بوجود ميآيد، بنابراين امكان افزايش جمعيت صرفاً با بستههاي تشويقي، بدون ايجاد تغييرات ساختاري وجود ندارد.
با فرض مؤثر بودن بستههاي تشويقي دولت، جدول فوق تنظيم شده است، همانطور كه ملاحظه ميشود در سال 1410 باروري كل به حدود 1/2 (سطح جانشيني) ميرسد و پيشبيني ميشود در سال 1425 به 5/2 فرزند افزايش يابد.بنابراين مشوقهاي جمعيتي به هيچ وجه باعث افزايش افسار گسيخته جمعيت نخواهد گرديد.
نمودار 6- روند نرخ رشد سالانه جمعيت ايران برحسب سناريو هاي حد پايين و آهسته باروري درفاصله سالهاي 1385 تا 1425
نمودار شماره 6، روند نرخ رشد سالانه را برحسب سناريوهاي حد پايين و آهسته در فاصله سالهاي 1425-1385 نشان ميدهد. همچنانكه ملاحظه ميشود اگر رشد جمعيت كشور از نرخ رشد آهسته پيروي كند، از وقوع رشد منفي جمعيتي پيشگيري شده و درنهايت به يك رشد متعادل جمعيتي دست خواهيم يافت. ملاحظه ميشود كه در صورت افزايش مناسب ميزان باروري كل هرگز با رشد بي رويه جمعيت مواجه نخواهيم شد و در عين حال نرخ رشد جمعيت از نرخ فعلي هم پايينتر خواهد بود.
سناريوي پيش بيني جمعيت كشور با افزايش آهسته باروري و فرض اثر گشتاوري
جدول شماره 16 نتایج پیش بینی شاخص های جمعیتي ایران براساس سناریوی افزايش آهسته باروري كل و فرض اثر گشتاوري بین سال های بین سال های 1385 تا 1425نشان مي دهد.
جدول 16- نتایج پیش بینی شاخص های جمعیتي ایران براساس سناریوی افزايش آهسته باروري كل و فرض اثر گشتاوري بین سال های بین سال های 1385 تا 1425
سال
پیش بینی
تعداد جمعيت
میزان رشد
جمعیت
زمان لازم براي دو برابر شدن جمعيت
میزان خام
موالید
میزان خام
مرگ ومیر
میزان
باروری کل
میزان تجدید نسل خالص
میزان
امید
زندگی
1385
70.5
1.21
57.8
18.6
6.5
1.8
0.84
70.4
1390
75.17
1.29
54.1
19.1
6.2
1.8
0.85
71.7
1395
80.04
1.19
58.6
18.0
6.1
1.9
0.90
72.8
1400
84.4
0.96
72.6
15.6
6
2
0.95
73.9
1405
88.02
0.77
89.9
14.1
6.3
2.10
1.0
74.9
14010
91.4
0.75
93.1
14.3
6.8
2.19
1.05
75.9
1415
94.97
0.78
89.7
15.2
7.5
2.29
1.11
76.8
1420
98.72
0.78
91.5
15.7
8.1
2.39
1.16
77.8
1425
102.30
0.76
104.0
15.9
8.9
2.49
1.21
78.5
در اين سناريو چنين فرض شده است كه در اثر افزايش حجم نسلهاي ازدواجي بين سالهاي 1385 تا 1390 ميزان باروري كل همچنان در سطح 8/1 فرزند براي هر مادر ثابت بماند و سياستهاي تشويقي هم بر سطح باروري در دو دهه آينده اثر مثبت داشته باشد. همچنانكه ملاحظه ميشود با اين سناريو تعداد جمعيت كشور به حدود102 ميليون نفر افزايش خواهد يافت.
سناريوي پيش بيني جمعيت كشور با فرض اثر گشتاوري جمعيت و ادامه كاهش باروري
در جدول شماره (17) نتايج پيش بيني شاخصهاي جمعيتي ايران با فرص اثر گشتاوري[6] جمعيت ارائه شده است. در اين سناريو اثر نسلهاي ازدواجي سالهاي 1385 تا 1390 در افزايش سطح باروري بررسي شده است.
جدول 17- نتایج پیش بینی شاخصهای جمعیتي ایران با فرض اثر گشتاوري جمعيت بر درصد رشد و ادمه روند گذشته بین سال های 1385 تا 1425
سال
پیش بینی
تعداد جمعيت
میزان رشد
جمعیت
میزان خام
موالید
میزان خام
مرگ ومیر
میزان
باروری کل
میزان تجدید نسل خالص
میزان
امید
زندگی
1385
50/70
21/1
6/18
5/6
8/1
84/0
70.4
1390
17/75
29/1
1/19
2/6
8/1
85/0
71.7
1395
56/79
0/1
1/16
0/6
69/1
80/0
72.8
1400
77/82
65/0
6/12
1/6
58/1
75/0
73.9
1405
72/84
37/0
2/10
5/6
46/1
70/0
74.9
1410
88/85
21/0
3/9
2/7
35/1
65/0
75.9
1415
63/86
14/0
5/9
1/8
35/1
65/0
76.8
1420
91/86
0/0
2/9
1/9
35/1
65/0
77.8
1425
36/86
02/0-
3/8
5/10
35/1
65/0
78.5
اين سناريو نشان مي دهد كه درصد رشد جمعيت در سال 1390 به مقدار اندكي( درصد 0.08) با فرض افزايش تعداد زاد و ولدهاي ناشي نسل انفجار موااليد(1362-1358) افزايش خواهد داشت. با پذيرش اين سناريو جمعيت ايران از سال 1420 به بعد رشد منفي خواهد داشت.
سناريوي غير محتمل رشد جمعيت در ايران
برخي از سياسيون و دانشگاهيان چنين بيان كردهاند، اگر سياست دولت در ارتباط با حمايت از زاد و ولد تحقق يابد، جمعيت ايران تا سال 1404 به 120 ميليون نفر خواهد رسيد، اما اين رقم در صورتي قابل تحقق است كه سطح باروري ايران تا سال 1405، به 3/6 فرزند افزايش يابد(جدول شماره 18). در صورتي كه به ضرس قاطع ميتوان گفت نه چنين هدفي (افزايش سطح باروري تا 3/6 فرزند براي هر مادر) وجود دارد و همچنين تجربه جهاني تحولات باروري نشان مي دهد، روند كاهشي باروري حتي با سياست هاي تشويقي به راحتي معكوس نخواهد شد.
جدول 18- نتايج پيش بيني شاخصهاي جمعيت ايران بر اساس سناريوي افزايش تند باروري بين سالهاي 1385- 1405
سال
پیش بینی
تعداد جمعيت
(هزار)
میزان رشد
جمعیت
میزان خام
موالید
میزان خام
مرگ ومیر
میزان
باروری کل
میزان
امید
زندگی
1385
70.50
1.21
18.6
6.5
1.8
70.4
1390
77.6
2.29
29.2
6.3
2.92
71.7
1395
88.64
2.78
33.7
5.9
4.05
72.8
1400
102.62
2.91
34.5
5.4
5.18
73.9
1405
119.14
2.99
35
5.1
6.3
74.9
براي بررسي اينكه سياستهاي تشويقي و ترغيبي دولت تا چه حد در افزايش و يا تحديد باروري مؤثر ميباشد نتيجه پژوهشي عباسي شوازي و ديگران[7] (1383) كه در اين زمينه انجام داده اند، در جدول شماره (19) منعكس شده است.
جدول 19- توزيع نسبي (%) زنان 49- 15 ساله ازدواج كرده در مورد نگرش آنها نسبت به تأثير حمايت مالي و تشويق دولتها براي داشتن فرزند بيشتر، به تفكيك استان
استان
نگرش زنان نسبت به حمايت دولتها از زوجها براي داشتن فرزند بيشتر
تعداد زنان
منطقه
مثبت
منفي
نميداند
جمع
گيلان
شهر
2/26
4/70
4/3
0/100
642
روستا
7/18
3/77
0/4
0/100
630
كل
4/22
9/73
7/3
0/100
1272
آذربايجان غربي
شهر
0/13
1/84
9/2
0/100
616
روستا
8/17
6/79
7/2
0/100
749
كل
2/15
0/82
8/2
0/100
1365
سيستان و بلوچستان
شهر
9/37
6/59
6/2
0/100
623
روستا
6/40
0/54
4/5
0/100
668
كل
4/39
5/56
2/4
0/100
1291
يزد
شهر
6/15
9/83
4/0
0/100
684
روستا
4/18
1/81
5/0
0/100
565
كل
2/16
3/83
5/0
0/100
1249
كل
شهر
8/21
6/75
6/2
0/100
2565
روستا
5/23
8/72
7/3
0/100
2612
كل
6/22
2/74
1/3
0/100
5177
منبع: عباسي شوازي و همكاران(1383)، تحولات باروري در ايران، وزارت بهداشت و درمان.
جدول شماره 19، در پاسخ به اين سؤال استخراج شده است كه آيا حمايت و تشويق دولت زوجها ، براي داشتن فرزند بيشتر موجب فرزندآوري بيشتر زنان ميشود يا خير؟ نتايج جدول نشان ميدهد كه بيشتر پاسخگويان در همه استانهاي مورد بررسي چه در نقاط شهري و چه در نقاط روستايي، معتقد هستند كه امروزه تشويق و حمايتهاي دولت نميتواتد در فرزندآوري بيشتر خانوادهها مؤثر باشد. در استانهاي يزد و آذربايجان غربي به ترتيب حدود 83 و 74 درصد زنان، اعتقاد بر عدم تأثير برنامههاي تشويقي دولت براي افزايش باروري داشتهاند در حالي كه در استان سيستان و بلوچستان حدود 56 درصد زنان معتقد به عدم تأثير برنامههاي تشويقي در مورد افزايش باروري بوده و حدود 40 درصد اعتقاد به تأثير مثبت برنامههاي تشويقي براي افزايش تعداد فرزند داشتهاند. هر چند ديدگاه زنان در نقاط شهري و روستايي تا حدي متفاوت بوده، ولي نظرات آنها به هم نزديك بوده است.
يك از نتايجي كه ميتوان از تحقيق فوق گرفت آن است كه اگر سياستهاي تشويقي مواليد بدون توجه به تفاوتهاي منطقهاي انجام پذيرد، رشد جمعيت استانهاي كمتر توسعه يافته تر از جمله سيستان و بلوچستان، هرمزگان و استانهايي از اين دست افزايش خواهد يافت.
مقايسه تحولات شاخص تجديد نسل در سناريوي حد پايين و رشد آهسته
يكي از شاخص هايي كه در زمينه پيش بيني جمعيتي استفاده مي شود، شاخص تجديد نسل است. هرگاه اين شاخص به زير يك برسد قدرت تجديد نسل جمعيتها كم مي شود.
نمودار7- روند نرخ خالص تجديد نسل ايران برحسب سناريو هاي حد پايين و آهسته باروري درفاصله سالهاي 1385 تا 1425
نمودار شماره 7 نشان ميدهد كه درصورت پذيرفتن افزايش آهسته نرخ باروري كل تا حد 4/ 2 تا سال 1425 به يك نرخ جانشيني بين نسلي مطلوب دست مييابيم اما درصورت ادامه روند فعلي كاهش باروري به صورت خطي، با خطر انقراض نسل تدريجي مواجه خواهيم شد.
نمودار 8- روند نرخ باروري كل در ايران برحسب سناريو هاي حد پايين و آهسته باروري درفاصله سالهاي 1385 تا 1425
بطور کلی، جهت ارائه یک وضعیت مطلوب جمعیتی باید به روش تطبیقی عمل كرد وگزینه های مختلف جمعیتی را درکنارهم گذاشت. سپس با بررسی مزایا و معایب اقتصادی، اجتماعی وجمعیتی هریک ازگزینه ها، گزینه ای که دارای بیشترین مزیت ها وکمترین معایب هست را انتخاب كرد. اگر وضعیت جمعیتی کشورهای مختلف دنیا به لحاظ وضعیت انتقال باروری و ساختارسنی مشاهده كنيم، خواهیم دید که بیشتر کشورهای توسعه یافته مراحل انتقال جمعیتی را طی نموده اند یعنی باروری شان به سطح حداقل (6/1-1/1)رسیده و نیز رشد جمعیت آنها به طرف صفر و حتی رشد منفی میل نموده است. بعبارتی موازنه جمعیتی در این کشورها به هم خورده است (جدول 20).
این وضعیت از یک سو ناشی از اعمال برخی از سیاست های تعدیل رشد جمعیت و از سوی دیگر ناشی از وقوع برخی تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در فرآیند تحول تاریخی این کشورها بوده است. به هم خوردن موازنه جمعیتی در این کشورها برخی از پیامدهای منفی جمعیتی را به دنبال داشته است.
جدول 20- تقسیم بندی کشورها براساس مراحل مختلف انتقال جمعیت براساس میزان تقریبی باروری کل و میانه سنی جمعيت
مرحله
میزان باروری کل
میانه سنی
مرحله اول انتقال(برخی از کشورهای افریقایی : نیجر، سومالی ، اوگاندا و ...)
8- 8/6
22- 15
مرحله دوم (پاکستان؛ عمان، بوتان و ...)
7/6- 5
27-23
مرحله سوم (مصر، نیکاراگوئه ، مراکش و ...)
9/4-3
32- 28
مرحله چهارم (ازبکستان ،پرو، سری لانکا و...)
9/2-2
37-33
مرحله سقوط جمعیتی (لتونی، روسیه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و.....)
69/1-1/1
54- 38
مقايسه هرم هاي سني جمعيتي با الگوهاي متفاوت رشد
نمودار 9 هرم های سنی جمعیت ایران را در سالهای 2000، 2025 و 2050 نشان میدهند. نمودارهای سمت چپ نشان دهنده گزینه رشد کم جمعیت ایران تا سال 2050 است. در این گزینه فرض شده است که میزان باروری کل از08/2 بچه برای هرمادر به 35/1 بچه در سال 2050 برسد و نیز میانه سنی از حدود 23 سال در سال 2005 به حدود48 سال در2050 برسد و این همان وضعیتی است که اکنون بیشتر کشورهای اروپایی با آن مواجه هستند و از آن بعنوان مرحله سقوط جمعیتی یاد میشود. همچنانکه ملاحظه می شود اگر روند رشد جمعیت ایران از این گزینه تبعیت کند در سال 2050 جمعیت کشور ما به شدت سالخورده خواهد شد.
نمودارهای سمت راست نشان دهنده گزینه رشد متوسط جمعیت ایران تا سال 2050 است. همچنانکه ملاحظه می شود در اين گزینه، بین گروههای سنی جمعیت نوعی توازن برقرار است، و از سوی دیگر میزان باروری کل در حد جانشینی است. این وضعیت جمعیتی به این جهت مناسب به نظر میرسد که نشان دهنده نوعی تعادل در نسبت وابستگی، جمعیت در سن فعالیت، نسبت سالمند به جمعیت جوان و میزان رشد متعادل نسبت به حجم کل جمعیت است. با کمی تسامح میتوان گفت که یکی از گزینه های مناسب برای روند تغییرات آینده جمعیت ایران گزینه حدمتوسط سازمان ملل است. البته لازم به ذکر است یکی از روش های حفظ تعادل پویای جمعیتی در ایران حفظ سطح باروری کمی بیش ازسطح جانشینی (درحدود1/2 تا 3/2) می باشد (مشفق و مطيع حق شناس، 1387).
نمودار9- هرم های سنی جمعیت ایران در سالهای2000، 2025، 2050 براساس گزینه های رشد کم و رشد متوسط
نمودار 10 تحولات موج سني جمعيت كشور را از سال 1385 (2006) تا سال 1425 (2046) را نشان مي دهد. محور افقي نشان دهنده سنين منفرد و محور عمودي نشان دهنده سهم نسبي جمعيت در هريك از سنين است. همچنانكه ملاحظه مي شود در سال 1385، جمعيت گروهاي سني 29- 15 ساله بيشترين حجم جمعيتي كشور را تشكيل مي دهد و اوج سني جمعيت در سنين 24-20 سالگي است. اما اين الگو در افق سال (1425) كاملا تغيير خواهد كرد. بطوري كه اوج سني به 64-60 سالگي خواهد رسيد. در مقابل، جمعيت جوان كشور به تدريج كاسته خواهد شد.
5- ضرورت بازنگري در سياستگذاريهاي جمعيتي در ايران
در قانون برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در زمينه خطوط كلي سياست تحديد مواليد كشور در بخش جمعيت چنين آمده است: «بر مبنای بررسيهای به عمل آمده، اعمال سياست تعديل مواليد از 4/6 مولود زنده به دنيا آمده در طی دوران بالقوه باروری يک زن (سال 1365) به 4 نوزاد درسال 1390 و کاهش نرخ رشد طبيعی جمعيت از 2/3 به 3/2 درصد در همين مدت با توجه به ساختمان فعلی بسيار جوان جمعيت و ويژگيهای زيستی و فرهنگی جامعه امکان پذير خواهد بود. از اين رو کاهش باروری عمومی زنان تا حد 4 نوزاد و نرخ رشد طبيعی 3/2 درصد درسال 1390 مهمترين هدفهای درازمدت سياست تحديد مواليد کشور خواهد بود و متناسب با اين هدفها، کاهش نرخ رشد طبيعی جمعيت به 9/2 درصد درانتهای اين برنامه و ابتدای برنامه توسعه بعدی، از طريق اثرگذاری آگاهانه و برنامه ريزی شده بر متغير باروری به عنوان عمده ترين هدف جمعيتی اين برنامه در نظر گرفته شده است»( قانون برنامه اول توسعه، مجمع تشخيص مصلحت نظام).
نتايج سرشماري سال 1385 كشور نشان مي دهد كه روند تحولات جمعيتي كشور با آنچه كه در قانون توسعه آمده است، داراي انحراف چشم گير بوده است. همچنانكه بيان شد بر اساس سرشماري سال 1385 رشد جمعيتي كشور 62/1 و ميزان باروري كل كشور 8/1 اعلام شده است.
اين انحرافات از قانون برنامه توسعه ضرورت تجديد نظر در سياستهاي جمعيتي را بيشتر ميكند.
تجربه انتقال جمعیتی کشورهای مختلف جهان نشان میدهد که برخي از كشورها به سبب رشد فزاینده جمعیتی و عدم تناسب بین جمعیت و امکانات به مشكلات دوره گذار و ماقبل گذار جمعيت و برخي ديگر نيز به مسائل و مشكلات جمعيت مابعد گذار جمعيتي گرفتار هستند. به عبارت ديگر، اكثريت کشورهاي جهان به نوعی با مسائل ناشی از عدم تعادل جمعیتی مواجه اند. اگر چه شعار دو بچه كافي است در دهه هفتاد براي وضعيت جمعيتي با باروري بالاي 6 فرزند مناسب بود، اما تداوم اينگونه سياستها ، در نهايت منجر به ظهور مسائل جمعيتي ما بعد گذار خواهد شد. چرا كه تحولات سطوح باروري چه در ايران و چه در ساير كشورهاي جهان نشان داده است كه كاهش زاد و ولد در سطح دو بچه متوقف نخواهد شد، روند كاهشي آن به سطح باروري پايين (كمتر از سطح جانشيني 1/2 فرزند ) و بسيار پايين ( كمتر از ميزان باروري كل 3/1 فرزند) ادامه خواهد يافت كه سناريوي حد پايين پيش بيني سازمان ملل متحد نيز آن را تأييد مي كند. البته بايستي به اين امرمهم توجه داشته باشيم كه در مرحله باروري پايين ، افزايش سطح باروري به بالاي دو بچه نيز كار آساني نيست، اين مسئله را تجربه كشورهاي غربي نشان ميدهد كه حدود دو دهه در تلاش هستند كه سطح باروري خود را با اتخاذ تدابير مختلفي افزايش دهند، اما به نظر ميرسد در اين زمينه موفقيت چنداني كسب نكرده اند. از سوي ديگر رد سياست دو فرزندي و طرح سياستهاي افزايش زاد و ولد، تجربه تلخ مسائل دوره گذار جمعيتي را براي بسياري از مردم و مسئولين زنده خواهد كرد، اما بايد بگويم ما اكنون در شرايطي هستيم كه حتي اگر سياستهايي در جهت افزايش زاد و ولد اتخاد كنيم، هرگز نتايج قبلي را به بار نخواهد آورد، بلكه شرايطي فراهم خواهد كرد كه چرخه جديد مسائل و مشكلات مرحله ما بعد گذار را تعديل نماييم.
باید يادآوري نمود که ساختارکلی جمعیت همانند یک اندامواره است که باید بین تمام بخش های آن نوعی تعادل پویا و تجدید شونده برقرار باشد و نمی توان یک وضعیت جمعیتی ثابت و مفروضی را به عنوان یک وضعیت ایدهآل در نظرگرفت، زیرا تغییرات جمعیتی علاوه بر اینکه از پارامترهای جمعیتی ناشی می شود از بسیاری از عوامل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی که به مرور زمان در مسیر تحول کشورها رخ می دهد تأثیر می پذیرد. آنچه که از طریق سیاستهای جمعیت قابل اعمال مي باشد، حفظ تعادل پویای ساختارکل جمعیت است، جهت حفظ این تعادل پویا لازم است بطور مداوم تغییرات جمعیت مطالعه و دورنمای تحولات جمعیتی ترسیم شود، در صورتی که مطالعات، احتمال خارج شدن جمعیت ازحالت تعادلی خود را نشان دهد، سیاستهای جمعیتی لازم اعمال شود. حال سوال این است که حالت تعادلی جمعیت چه وضعیتی است؟
6- نظر اسلام در مورد اتخاذ سياستهاي مطلوب جمعيتي
در ابتدا بهتر است كه رهنمودهاي دين مبين اسلام را در اين زمينه جويا شويم، ما همه بخوبي ميدانيم كه مسلمانان از افراط و تفريط نهي شدهاند. خداوند در قرآن در سوره بقره آيه 143 ميفرمايند: « و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبلهاى را كه [چندى] بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مىكند از آن كس كه از عقيده خود برمىگردد بازشناسيم هر چند [اين كار] جز بر كسانى كه خدا هدايت[شان] كرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است. نيز در سوره الشعراء ميفرمايند: (از فرمان افراط گران پيروي نكنيد). لذا ما در هيچ زمينه بخصوص مسئله مهم جمعيت نبايد دچار افراط و تفريط شويم.
در قرآن، كتاب آسماني ما مسلمانان دو دسته آيات در زمينه ازدواج و زاد و ولد وجود دارد. دسته اول، آياتي هستند كه بهطور ضمني به فاصلهگذاري و تنظيمخانواده و توجه به كيفيت فرزندان و تأمين نيازهاي آنان تأكيد شده است.
براي مثال، ميتوان به آيه 233 از سوره "بقره" اشاره نمود كه ميفرمايند: "مادران دو سال تمام فرزندان خود را شير بدهند و اين براي كسي است كه بخواهد شير دادن را تمام كند. خوراك و پوشاك زنان شيرده به وجه پسنديده بر عهده مردي است كه بچه برايش به دنيا آمده است. بر هيچكس تكليفي بيش از توانائي او نميشود، نه هيچ مادري بهخاطر فرزندش زيان ببيند و نه هيچ پدري بهخاطر فرزندش".
در سوره احقاف آيه 15 ميفرمايند: ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكي كند. مادرش او را با ناراحتي حمل ميكند و با ناراحتي بر زمين ميگذارد و دوران حمل و شير بازگرفتنش سي ماه است، تا زمانيكه به كمال قدرت و رشد برسد.
دسته دوم آياتي است كه موافق تشكيل خانواده و افزايش مواليد است. براي مثال آنجا كه ميفرمايند: زنان و مردان مجرد و غلامان و كنيزان شايسته خود را همسر دهيد. اگر فقير باشند خداوند از فضل خود بينيازشان خواهد گردانيد. در جاي ديگر در قرآن کریم آمده است:«هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانيد كه ما آنان و شما را روزي ميدهيم؛ مسلّماً كشتن آنها خطاي بزرگي استـ».
پس براساس آنچه كه گفته شد، ميتوان گفت ديدگاه اسلام هم به كيفيت و هم به كميت آن توجه نموده است. در يك جامعه اسلامي اين دو بايد به توازني برسند كه شايسته يك جامعه مسلمان است. بدين لحاظ ما معتقد هستيم كه دين مبين اسلام با جمعيت مطلوب موافق است. اين مطلوبيت جمعيتي هم در بعد كيفي است و هم در بعد كمي.
7- چشم انداز بازنگري در سياست گذاريهاي جمعيتي موجود
قبل از پرداختن به مسئله جمعيت مطلوب ابتدا لازم است كه در مورد ظرفيت جمعيتي توضيحاتي داده شود. اين مفهوم به تعداد جمعيتي اشاره دارد كه يك محيط طبيعي با تمام خصوصياتش، بطور كامل از نظر نيازها تأمين كند، ظرفيت و توان جمعيتي هر كشوري را مي توان با توجه به منابع و امكانات مختلفي چون زمينهاي قابل كشت، حاصل خيزي خاك، ميزان بارندگي، معادن و ذخاير زير زميني و ميزان توسعه صنعتي و تكنولوژيك مشخص كرد. يكي از شاخصهاي جمعيتي براي نشان دادن ظرفيت جمعيتي محاسبه تراكم حسابي و بيولوژيك است، در حال حاضر تراكم حسابي در ايران برابر 43 نفر در هر هكتار و تراكم بيولوژيك نزديك به 4 نفر در هر هكتار است. تراكم حسابي جمعيت در آسيا در سال 2000 برابر 120 نفر در هر هكتار است، در ارمنستان و آذربايجان تراكم جمعيتي نزديك به 100 نفر در هر هكتار است، در ژاپن نزديك به 339 نفر و در كره شمالي 197 نفر در هكتار است، لذا ايران در مقايسه با كشورهاي آسيايي جزء كشورهاي كم تراكم جمعيتي محسوب مي شود و حتي اگر جمعيت كشور دو برابر هم شود تراكم به 86 نفر در هر كيلومتر مربع خواهد رسيد، نيز از سوي ديگر اگر تراكم بيولوژيك را مبناي محاسبه قرار دهيم، در حال حاضر تراكم بيولوژيك استانهاي كشور داراي تفاوتهاي عمدهاي است. مثلاً تراكم بيولوژيك استان مازندران1/8، اصفهان75/10، تهران73/60، آذربايجان شرقي73/2 نفر در هر هكتار زمين قابل كشت است. حتي اگر تصور كنيم روزي جمعيت ايران دو برابر شود، با فرض توزيع برابر جمعيت، از نظر تراكم بيولوژيك وضعيتي مشابه استان مازندران خواهد يافت. پس از نظر زيستي ايران مي تواند حتي تا 150 ميليون نفر جمعيت داشته باشد. امام راحل پیش تر در ارتباط با ظرفيت جمعيتي ايران فرمودهاند:«مملكت ايران 35 ميليون حالا مى گويند جمعيت دارد. وسعتش آنقدر است كه براى صد و پنجاه ميليون تا دويست ميليون جمعيت كافى است. يعنى اگر دويست ميليون جمعيت داشته باشد، در ايران به رفاه زندگى مىكنند.»(صحیفه امام - جلد7 - صفحه 393).
نيز دكتر محمد ميرزائي استاد جمعيت شناسي دانشگاه تهران در مورد ظرفيت جمعيتي ايران بيان ميكنند كه:« ايران تا 200 ميليون نفر، ظرفيت تحمل جمعيت دارد، اما بايد توجه داشت، زماني كه جمعيت كشور به اين رقم برسد، نرخ رشد جمعيت چقدر است و آيا امكانات ما با چنين جمعيتي متناسب است يا خير»(روزنامه اطلاعات 30/1/1388).
اگر مديريت كلان كشور در سطح عالي باشد، و از كليه قابليتها و پتانسيلهاي كشور به نحوه احسن استفاده شود، جمعيت ايران مي تواند حتي به 150 ميليون نفر هم افزايش يابد، اما مهم اين است كه اين جمعيت 150 ميليون نفري داراي چه كيفيتي و توانمنديهايي خواهند بود و با چه كيفيتي زيست خواهند كرد. لذا همواره بايد بين كميت و كيفيت توازن برقرار كرد.
آلفرد سوي بعنوان يكي از بزرگان جمعيتشناسي ميگويد همواره بايد در دفع دو خطر كوشيد: يكي زيادي جمعيت و ديگري كمي جمعيت. ميان اين دو حد افراط و تفريط، ميتوان تصوري از تعادل و يا وضعيتي متناسب و منطقي در نظر داشت. بسياري از متفكران و انديشمندان بزرگ اسلامي از جمله ابن خلدون براي حداكثر و حداقل جمعيت حدودي قائل بودهاند. رسيدن به نقطه تعادل جمعيتي بين دو حد بالا و حداقل نقطهاي است كه جمعيت شناسان از آن تحت عنوان جمعيت متناسب ياد ميكنند.
برخي از جمعيت شناسان، ايجاد بهترين تعادل ممكن بين منابع و جمعيت را ملاك تعيين حد مناسب جمعيت ميدانند و ميگويند در شرايط زير ميتوان به حد مناسبي از جمعيت دسترسي پيدا كرد: تمام افراد فعال جامعه در مشاغل مختلف اقتصادي جذب شده باشند. كليه آحاد جامعه داراي سطح متوسطي از زندگي باشند به اين معني كه هر فرد بتواند روزانه 2500 كالري در اختيار داشته باشد. همچنين بتواند بعد از تأمين مواد غذايي مقداري از درآمد خود را كه دست كم 50 درصد كل عايدياش باشد در زمينه هايي غير از احتياجات غذايي به مصرف برساند. منابع كشور بدون تخريب اقتصادي و به طور منطقي و متناسب مورد بهره برداري قرار بگيرد.
در زمينه رسيدن به نقطه تعادلي جمعيت، همواره دو ملاك اساسي وجود دارد، كه رئيس جمهور محترم كشورمان، در عين غفلت عمومي از مسائل جاري جمعيتي كشور، در سخنان دورانديشانه خود به آنها توجه خاص داشتهاند، يكي رشد جمعيت و ديگري توزيع جمعيت. لذا براي رسيدن به يك حد تعادل جمعيتي همواره بايد به اين دو مسئله توجه داشت:
الف) حجم و رشد مطلوب جمعيت.
ب) توزيع و پراكندگي مطلوب جمعيت.
الف)بعد نخست: حجم و رشد مطلوب جمعيت: به اين مسئله ميپردازد كه چه تعداد و چه رشدي براي جمعيت يك جامعه مطلوب به نظر ميرسد، از نظر اقتصادي ملاك عمل براي تعيين رشد مطلوب جمعيتي، نرخ رشد توليد سرانه است( نرخ رشد توليد سرانه برابر است با نرخ رشد توليد منهاي نرخ رشد جمعيت). بر مبناي الگوي رشد اقتصادي رستو يكي از خصوصيات مرحله تكامل اقتصادي افزوني نرخ رشد توليد بر نرخ رشد جمعيت ذكر شده است و از آن بعنوان دروني رشد اقتصادي نام مي برد.
ب)بعد دوم: توزيع و پراكندگي مطلوب جمعيت مسئله بسيار مهمي است كه اخيراً نيز رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران همانند مسئله نخست به آن اشارات مهمي داشتهاند، و بر لزوم سياستهاي بازتوزيع جمعيت در كشور تأييد نمودهاند.
توزيع و تراكم مطلوب جمعيت داراي ابعاد مختلفي است. از كشوري به كشور ديگر، و از شهري به شهر ديگر متفاوت است. مطالعات و تحقيقاتي كه صورت گرفته، تراكم بهينه و متناسب براي جمعيت انساني ابعاد مختلفي به ترتيب زير خواهد داشت: توزيع بهينه فيزيكي جمعيت كه عبارت است از تعداد متناسبي از جمعيت ساكن در يك مساحت معين. توزيع بهينه اقتصادي جمعيت شامل جمعيتي است كه بر اساس پتانسيل هاي اقتصادي در يك منطقه زندگي ميكنند. توزيع بهينه اجتماعي جمعيت كه به مفهوم تعيين بهترين ميزان و تركيب طبقات اجتماعي در يك مجموعه شهري است. توزيع بهينه سياسي - نظامي جمعيت كه بهترين تركيب و تراكم جمعيت بر اساس نيروها و گرايشهاي سياسي در منطقه را تعيين ميكند. توزيع بهينه زيست – محيطي براي جمعيت، بهترين توزيع جمعيتي است كه براي محيط زيست و اكولوژي طبيعي كمترين آسيب رساني را داشته باشد.
ويليام لودلو تراكم بهينه را در آمريكا براي روشهاي گوناگون سكونتگزيني به شرح زير مطرح ميكند: «تراكم 62 نفر در هر هكتار براي هنگامي كه ساختمانهاي تك واحدي و جدا از هم بنا شوند. تراكم 161 نفر در هر هكتار براي سكونتگاههائي كه به صورت تك واحدي و متصل به هم ساخته شده اند. تراكم 395 نفر در هر هكتار براي مجموعه هاي مسكوني كه در سه طبقه بنا شدهاند. تراكم 865 نفر در هكتار در ساختمانهايي كه 13 طبقه در بلوكهاي مشخص طراحي شده اند»( كامروا، 1370). در كشور چين نيز تراكم مختلفي وجود دارد. بدين مفهوم كه در شهرهاي پكن تراكم 550 تا 600 نفر در هكتار است، در حالي كه در محلات نوساز شانگهاي اين رقم از 900 نفر در هكتار بيشتر است. به گفته برلسون اگر، روند رشد جمعيت مطلوب باشد، دامنه انتخابها و اختيارات بشر وسيعتر ميشود، به اين ترتيب سياست جمعيتي هدف نيست، بلكه وسيلهاي براي دستيابي به زندگي بهتر و پر محتواتر است. بنابراين لازم است موضوع جمعيت را نه تنها از نظر تعداد، تراكم، ساخت، تركيب و تغييرات زماني و مكاني بطور مداوم رصد نمايم، بلكه بايد از نظر وضعيت شاخصهاي كيفيت زيست جمعيت به آن توجه جدي داشت. بنابراين با توجه به تراكم حسابي و بيولوژيك ذكر شده مشكل كنوني جمعيت ايران توزيع نامتوازن آن و تمركز حدود20 درصد جمعيت ايران در كلان شهر تهران مي باشد. در پايان جهت حل مشكلات جمعيتي كشور و دستيابي به الگوي توسعه پايدار پيشنهادات زير عرضه مي شود: تشكيل شوراي عالي سياستگذاري و برنامه ريزي جمعيت انجام مطالعات عميق در زمينه ارزيابي سياستهاي جمعيتي گذشته، حال و آينده براي رسيدن به حد مطلوب جمعيت و جلوگيري از بروز عواقب پيش گفته.
نتيجه گيري
بايستي به اين امر مهم توجه داشته باشيم كه در مرحله باروري پايين، افزايش سطح باروري به بالاي دو بچه نيز كار آساني نيست، اين مسئله را تجربه كشورهاي غربي نشان ميدهد كه حدود دو دهه در تلاش هستند كه سطح باروري خود را با اتخاذ تدابير مختلفي افزايش دهند، اما به نظر ميرسد در اين زمينه موفقيت چنداني كسب نكرده اند. بر اساس سرشماري سال 1385 رشد جمعيتي كشور 62/1 و ميزان باروري كل كشور 8/1 اعلام شده است. اين انحرافات از قانون برنامه توسعه ضرورت تجديد نظر در سياستهاي جمعيتي را بيشتر ميكند.
با فرض مؤثر بودن بستههاي تشويقي دولت، در سال 1410 باروري كل به حدود 1/2 (سطح جانشيني) ميرسد و پيشبيني ميشود در سال 1425 به 5/2 فرزند افزايش يابد. بنابراين مشوقهاي جمعيتي به هيچ وجه باعث افزايش افسار گسيخته جمعيت نخواهد گرديد.
اگر مديريت كلان كشور در سطح عالي باشد، و از كليه قابليتها و پتانسيلهاي كشور به نحوه احسن استفاده شود، جمعيت ايران مي تواند حتي به 150 ميليون نفر هم افزايش يابد، اما مهم اين است كه اين جمعيت 150 ميليون نفري داراي چه كيفيتي و توانمنديهايي خواهند بود و با چه كيفيتي زيست خواهند كرد. لذا همواره بايد بين كميت و كيفيت توازن برقرار كرد.
فهرست منابع Abbasi-shavazi, M.j, and P.McDonald (2006). Fertility decline in the Islamic Republic Iran, journal of Asian population studies, vol.2, no3, pp. 217-237. Abbasi-Shavazi,(M.J.), and McDonald,(P.), 2005, National and provincial-level fertility trends in Iran, 1972-2000, Working Paper in Demography No. 94, Australian National University Aghajanian, A. & Mehryar, A.H.1999, “Fertility transition in the Islamic Republic of Iran, 1976-1996.” Asian-Pacific Population Journal, 14: 1, 21-42. Bongaarts, johan (1997). Future population Growth and policy options, policy Research Division, the population Council, New Yourk. Grant, Jonathan, Davanzo, Julie (2004). Low Fertility and population Ageing, Causes, Consequences, and policy options, the Rand Corporation Europe. http:///www.Rand, org/pubs/research-briefs/Rb9126/indexl.html http://www. populationEurope. Org. http://www.nber.org/papers/W12147. http://www.optimunpopulation. Org/opt, toomany, UK, html. Mehryar (A.H), Ahmadnia (S) (2004), Age-Structural Transition in Iran: Short and Long-term Consequences of Drastic Fertility Swings During the Final Decades of Twentieth Century, Paper presented at the CICRED Seminar, Paris, 23-26 February. O’Neill (B) & Balk (D), (2001), World Population Futures, In Population Bulltein; Population Reference Bureau, Washington. Poston, Dudley, Micklin, Michael (2005). Handbook of population, springer. United Nation Population Division, (2002), “UN Projection Report Revised 2000”, New York. United Nation Population Division,(2004), UN Projection Report, New York. Weil D.N., (2006). Population ageing, working paper, National Bulltan of Economic research, Masachusetts Avenue. آقا(ه)، (1385) ،”بررسی ساختار اقتصادی، اجتماعی و روانی سالمندان شهر تهران“ ، طرح پژوهشی مصوب، مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا واقیانوسیه ، تهران . جوادخاني ( ح) و مطيع حق شناس (ن)،” مستندسازی ابعاد و روند انتقال باروری در ایران: سطوح متفاوت توسعهي منطقهای “مجموعه مقالات چهارمين همايش انجمن جمعيت شناسي ايران، تهران، مركز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا واقيانوسيه. مرکزآمار ايران، (1385- 1335)، ” نتايج تفصيلي سرشماري عمومي نفوس و مسكن كل كشور“، تهران. حسيني، حاتم (1381)، درآمدي بر جمعيتشناسي اقتصادي- اجتماعي و تنظيم خانواده، همدان انتشارات دانشگاه بوعلي سيناي همدان. زنجاني، حبيباله ؛ ميرزايي، محمد ؛ شادپور، کامل و امير هوشنگ مهريار (1381) جمعيت، توسعه و بهداشت باروري، تهران: نشر و تبليغ بشري، صفحه 57. شستلند، كلود، شنه، كلود(1378)، جمعيت جهاني، چالشها و مسائل، ترجمه، سيدمحمد سيدميرزايي، تهران، انتشارات، شهيد بهشتي. عباسي شوازي، محمدجلال(1381)، همگرايي رفتارهاي باروري در ايران ميزان روند و الگوي سني باروري در استانهاي كشور طي سالعاي 1351، 1375، نامه علوم اجتماعي شماره 18، صص 201-231 عباسي شوازي، محمدجلال، ميمنت، حسيني چاوشي، بهرام دلاور و پيتر مكدونالد (1384)، تحولات باروري در ايران به شواهدي از چهار استان منتخب، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. فوت، ديويد، استافمن، وانيل(1381)، انفجار جمعيت، ترجمه مصطفي مير اسلامي، انتشارات انستيتو ايران. كتابي، احمد(1377)، درآمدي بر انديشهها و نظريههاي جمعيتشناسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران. لهسائي زاده، عبدالعلي (1377)، ساختار سني جمعيت ، تهران: صندوق جمعیت سازمان ملل متحد. مرکزآمار ایران (1381)، سالمندان ایران: ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی، تهران: مدیریت انتشارات و اطلاع رسانی، چاپخانۀ مرکز آمار ایران، شمارۀ 3539. مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، (1386)، نشست تخصصي بررسي ابعاد سالخوردگي جمعيت در ايران : گفتگوی سیاستی درباب سالمندان ، تهران . مشفق ( م) و مطيع حق شناس (ن)، )،” تغييرساختار سني جمعيت ايران و ابعاد اقتصادي و اجتماعي پنجرة جمعيتي آن “، پروژۀ مشترک صندوق جمعیت سازمان ملل در ایران و دانشگاه تهران. مطیع حق شناس (ن)، (1385)، ”نگاهی به وضع موجود و آيندة احتمالي جمعيت وتوسعه درجهان، ایران وكشورهاي همسايه آن در آستانة هزاره سوم ميلادي“ ، مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه ، تهران . مهریار (ا) و همکاران (1385)،” بررسی ابعاد سالخوردگی جمعیت و زمینه های اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی آن در ایران “، پروژۀ مشترک صندوق جمعیت سازمان ملل در ایران و دانشگاه تهران. میرزائی (م) و همکاران (1382)،” بررسی و تحلیل مسائل و چالش های جمعیتی ایران و پیامدهای آن “ ،کمیسیون جمعیت و چالش های اجتماعی ، شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران . ويكس، جان(1385)، جمعيت مقدمهاي بر مفاهيم و موضوعات، ترجمه الهه ميرزائي، انتشارات مؤسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامهريزي.
[1] دکتری اقتصاد و رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه
[2] . منظور جامعه اي است كه در آن استفاده از وسايل پيشگيري از حاملگي رايج نيست، و زاد و ولد كنترل نشده است.
[3] . منظور جامعه اي است كه در آن استفاده از وسايل پيشگيري از حاملگي رايج شده، و زاد و ولد حالت كنترل شده پيدا نموده است.
[4] . تعداد بچههاي زندهاي كه هر زن در طول دوره باروري خود متولد مي كند.
[5] . ميزان ناخالص تجديد نسل نشان دهنده تعداد دختراني است كه جايگزين مادرانشان مي شوند و شاخص جايگزيني نسلها است، وقتي كه اين شاخص به كمتر از يك مي رسد رشد جمعيت به زير صفر ميل مي كند.
[6] . اثرات تحولات ساختار سني بر رشد جمعيت
[7] . عباسي شوازي و همكاران(1383)، تحولات باروري در ايران، وزارت بهداشت و درمان.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۴ ساعت توسط مصطفی قزوینیان
|
بسم الله الرحمن الرحیم